خرید بک لینک

رفیق من تو شبهای دعا تو چهار راه محله:

رفیق شبهای دعا

رفیق شبهای دعا

من تو گرفتاریهام همیشه بوته ای، گیاهی یا گلی بوده که باهاش درد و دل می کردم. ازش میخواستم برام پیش خدا دعا کنه.

گلکم گو به خدایت نظرم بنماید

او نگهدار من است و نگه ام بنماید

دل بسی تنگ شد از سختی دوران اما

بو که از لطف و کرم سهل ترم بنماید

این رسم من شده از سه تا بامبو آغاز شده. اون رفیق گرفتاریم بود چند سال پیش و بعد یکی یکی هر دفعه یکی سنگ صبورم بوده. گیاهان خیلی بیشتر از اون چیزی که ما فکر می کنیم حس دارند. از نظر من اونها مظهر اعتماد و توکل به خدا هستند. پست حیا دی ماه ۱۴۰۲ همین وبلاگم قصه ی اونها رو نوشتم.

ازش یه کم فاصله می گیرم نکنه پاهام بهش بخوره و اذیت بشه.

بماند به یادگار

برچسب: نویسنده: کاوه رادمنش تاريخ: يکشنبه 15 شهريور 1405 ساعت: 14:15

صفحه بندی