اون قدر بیماری مسخره ی مزمن دارم که نمیدونم اگه سالم بودم چه جور آدمی میشدم.
مسلما کسی که با خودش درگیر است کمتر به دیگران فکر میکنه.
شایدم برام خوب باشه چون به من حالت ایست میده. میگه صبر کن درد دارم.
حالت ایست: بیشتر موجودات در پشت سر دیدی ندارند نمیتوانند فقط با دویدن خودشان را از خطر نجات بدهند باید بایستند به اطراف به خصوص پشت سر نگاه کنند بو بکشند هشیار بدون تعصب و قضاوت تا حقیقت را دریابند.
ما هم نیاز به مراقبه داریم به هر شکل بدون تعصب، پیشداوری و قضاوت با همین جمله:
یک دقیقه صبر کن بعد شروع کار کنیم به دقت و در حالت بیفکری فقط در لحظه باشیم و به اطرافمان گوش بدهیم.
مثلا با نماز یا هر روش مراقبه دیگری بسته به رسم و آیین خودمان.
"خودت برای لحظه ای بایست وگرنه دنیا تو را مجبور به ایست می کند. ایستی که شاید پایان کارش هلاکت باشد."
های ای آهوی جان، بنگر که خامت می کنند
هی ز پشت سر تو را تا سوی دامت می کنند
لحظهای آرام گیر بر جای، ورنه عاقبت
صید صیادی و یا چون دام، رامت می کنند
برچسب:
نویسنده: کاوه رادمنش