دیروز تورات میخواندم. وای من چه بد کردند با کتاب خدا.
قصه های قرآن را در کنار هم گذاشتند سال و اسم و چندین خرافات و حرام حلال پنداری هم به آن اضافه کردند که اگر چنین نمی کردند در بهترین حالت کتاب کودکانه ی قصه های قرآنی می شد.
خداوند در قرآن از قصه ها چون ابزاری برای ساختن انسان استفاده می کند گاهی از اره گاه از سوهان گاه از تیشه و .... تا انسان بسازد. قصه ها پراکنده در کارگاه وحی و او چون استادی در کارگاه ابزاری به دورش پخش دارد. حتی در بسیاری از آیه هایش فقط نگاهی به انسان می کند و راز می گوید:
نَبِّئْ عِبَادِي أَنِّي أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِيمُ
به بندگانم خبر ده که یقیناً من بسیار آمرزنده و مهربانم.
من از شرحات پرانتزی در معنی فارسی آیاتش بیزارم. زیبایی و لطافت معنایی آیات را کم می کند.
مثلا معنی همین آیه:
به بندگانم خبر ده که یقیناً من [نسبت به مؤمنان] بسیار آمرزنده و مهربانم.
چه نیازی به اضافه کردن "نسبت به مؤمنان" است. خداوند فرقی بین مومن و غیر مومن نگذاشت.
من چه گویم ای شه زیبا پسند
خرم آن صیدی تو اش بندی کمند
اما تورات شبیه صندوقی از ابزار است بی کارگاه و هنر استاد. تازه بسیاری از آن ابزار زنگ خرافات و نفسانیات شیطانی گرفتند.
آیا دور انداختنی نیست؟
کتاب دائو دجینگ از لائوتسه آنکه جهان را فراتر از بد و خوب می بیند ترجمه فرناز فرود خیلی زیباست. فرازی از آن را بخوانم.
آن گاه که دائوی عالی فراموش شود.
نیکی و پرهیزکاری پدید می آید.
آنگاه که هوشمندی بدن کم شدن می یابد.
زیرکی و دانایی قدم پیش می گذارند.
آنگاه که در خانواده آرامش نباشد.
وظیفه شناسی نسبت به پدر و مادر آغاز می شود.
آنگاه که کشور اسیر بی نظمی می شود.
وطن پرستی زاده می شود.
آخی!!!!!! ایران من بمان.
برچسب:
نویسنده: کاوه رادمنش